السيد الخميني
409
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
وقتى كه بختيار هم رفت ، دنبالش باز هى صحبت قانون اساسى بود ؛ مىخواستند حفظش كنند . من كه در پاريس بودم ، مىآمدند آنجا پيغام مىدادند ، خودشان مىآمدند كه بگذاريد كه اين شوراى سلطنتى باقى باشد ، و روى شوراى سلطنتى يك كارهايى بكنيد ، و بعد ما كارهايى بكنيم و بعد چه ؟ خوب ، من مىدانستم كه اينها يا نمىفهمند مطلب را ؛ يا مقصدشان اين است كه همان مسائل حفظ بشود . شوراى سلطنتى را ما فرض كنيد قبول كنيم ، معنايش اين است كه سلطنت را قبول كرديم . و الّا شوراى سلطنتى با شاه است ، هر وقتى بخواهد كنارش مىگذارد . اين معنايش اين است كه ما خود شاه را قبول داريم . مىآمدند بعضى از همين روشنفكرها و بعضى از همين اشخاصى كه حالا انقلابى شدند ، همينها مىآمدند مىخواستند ما را اغفال كنند - يا خودشان هم نمىفهميدند - كه شما كارى بكنيد كه اين شوراى سلطنتى باقى باشد . در صورتى كه آن كه رئيس شوراى سلطنتى « 1 » بود آمد پاريس ، من گفتم تا استعفا نكردى من با تو ملاقات هم نمىكنم ، استعفا هم كرد او . ولى مع ذلك از اينجا مىآمدند هِى مىگفتند آن هم كه از بين رفت و ملت ما به حمد اللَّه پيروز شد ، بعد در هر قدم ، مخالفت واقع مىشد . در رفراندمش باز مخالفت مىكردند . در مجلس خبرگانش ، در انتخاباتش ، باز مخالفت مىكردند . حالا هم با مجلس خبرگان مخالفت مىكنند . بعد هم با مجلس شورا مخالفت خواهند كرد . بعد هم با رئيس جمهورى مخالفت خواهند كرد . اين مخالفتها همين طور سلسله مراتب محفوظ است ! براى اينكه با اساس مخالفاند . چون با اساس مخالفاند ، اينها فروع آن اساس است ، با آن مخالفت مىكنند . لكن بايد بدانند كه اين دست و پا زدنها ديگر فايده ندارد . ما هيچ وقت از اين دست و پا زدنهاى شما نمىترسيم . ما مىدانيم كه ديگر كارى از شما نمىآيد . يك نويسندگى از شما برمىآيد و يك گفتن از شما برمىآيد . خوب ، هر چه مىخواهيد بنويسيد و هر چه مىخواهيد بگوييد ! لكن شما بيدار بشويد . شما بفهميد كه بايد در مسير اين راه برويد .
--> ( 1 ) - آقاى سيد جلال الدين تهرانى